زنگ می زنم خانه تا حال شان را بپرسم.
مامان بیرون است.
بابا کیک خریده، آورده خانه و رفته دنبال ش.
فسقلی ها دارند خانه را مرتب می کنند.
می پرسد: " مامان چه آهنگی دوست داره تا واسش play کنم؟"
که در نهایت هردویمان روی "الهه ی ناز" بنان به توافق می رسیم.
.
.
.
الان هاست که برسند؛
می گویم یادش نرود که عکس های امشب را برایم بفرستد و سریع خداحافظی می کنم.
گوشی را که قطع می کنم، نگاهم می افتد به نمودارهای ECG روی صفحه ی مانتیور و تقویم کوچکِ گوشه ی دسکتاپ ...
*سالگرد ازدواج مامان و باباست و من باز هم نیستم!
سرم را روی میز می گذارم؛
قلبم تیر می کشد ...
آئینه ی مهر آیین...
ما را در سایت آئینه ی مهر آیین دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 6:33